غلامرضا بروسان و الهام اسلامی رفتند و این یعنی دلتنگی شاعری که با شعرهایش داشتی از جوانی دور میشدی ..
تقدیم به او ..
بخاطر تمام چیزهایی که آموختم
فکر کن
به دویدن
در راه پله ای که هرچه بالاتر می روی
به جای ختم نمیشود
و تاریکی که از پشت سرت مدام نزدیکتر...
آنقدر نزدیک
که به بازی ترسناکی
وارد میشوی...
روشنای
چشم میگذارد و تو را هیچ وقت پیدا نمیکند
....
فکر کن
به پلک زدنی که تاریکی را جابجا نکند
به دستهای که هرچیزی را لمس میکنند کمی بیشتر گم میشوی
فکر کن
فکر کن...

